برچسب:
نویسنده: مهتاب زارعینیا
از پنجره اتاقم بیرون را می نگرم
گندمزار طلایی و مواج در وزش نسیم، درختان سرسبز ، کوه های سر به فلک کشیده، ابرهای مخملی و آسمان نیلی...
آه! که قاصد خبر از کوچ آورده است.
تصور دیدن این منظر زیبا برای آخرین بار آتش به جانم می افکند .
امان از جدایی...
برچسب:
نویسنده: مهتاب زارعینیا
زندگی مثل یه نسیم در گذره .گه گاهی این نسیم با آرامش خاصی آدم رو می نوازه و گاه همچون طوفانی سوزناک تا عمق استخوان ها رو به لرزه در می آره . اما اونهایی که عمیق و فکور هستند مثل یه درختند که وقتی هوا بهاریه ،سبز می شن و شکوفه می دن وقتی هوا مساعد برای ارائه نتیجه و میوه زحماته اونوقت پربار وپراز میوه هستند وقتی خزان و پاییز به سراغشون میاد نمی پرسن چرا این طور شد آماده اند که تمام زینت شون رو تقدی
برچسب:
نویسنده: مهتاب زارعینیا
برچسب:
نویسنده: مهتاب زارعینیا
برچسب:
نویسنده: مهتاب زارعینیا